کنکور 92
من اتاق بر خودم نداشتم که توش درس بخونم به خاطر همین مجبور شدم به زیر زمین خونه یه مراجعه ای داشته باشم اره خلاصه رفتیم زیر زمین اونجارو هم چون تازه بابام سیمان سفید کرده بود هنوز نمش کشیده نشده بود وچون هوا سرد بود هنوز نم داشت. خیلی بهم گفتن دختر نرو اونجا هنوز بوی نم داره حالت بد میشه ولی خلاصه جو کنکور خوندن ما رو گرفته بود . از اینجا به بعد دیگه قضیه داره اورژانسی میشه اره من تا سه روز میرفتم اونجا درس میخوندم و مشکلی هم وجود نداشت. تا روز چهارم فرا رسید. چون لوله بخاری باد زده بود و جا به جا شده بود بوی گاز نگو داخل اتاق میشده منم که جوگیر متوجه نشده بودم تا اینکه یه لحظه همون موقع درس خوندن ساعت تقریبا طرفای 10 صبح بود روز جمعه که احساس کردم ریه هام داره میسوزه و نمیتونم حرف بزنم و دارم خفه میشم تنها چیزی که یادم میاد اینه که به زور تونستم خودم رو تا حال خونمون برسونم و دم در مامانمو دیدم و افتادم.بنده خدا مامانم انقدر ترسیده بود که نگو فقط سریع به بابام زنگ زد و رفتیم بیمارستان ولی خدا رو شکر چیز مهمی نبود چون زود فهمیدیمو خطر رفع شد. دوستای خودم شما هم اگه مطلبی رجع به کنکور و یا خاطره ی جالبی دارید مشتاقانه منتظرتون هستم. نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |